ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 9

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

آذر و پس از آن معلم نهاده ، و در 19 ع 1 سنه 1345 شناسنامه خود را نيز به همين كلمه گرفته و تاكنون بدان مشهورم « 1 » . و از همان اوائل بلوغ و بتدريج عقب‌تر ، ميل بأحوال علما و فضلا و تتبع در تاريخ رجال علمى بهم رسانيده و آن اينك فن عمدهء اين فقير شده كه چندين كتاب تاكنون در آن تأليف كرده‌ام ، از جمله اول كتابى در « چهل حديث » كه آن را در مجموعهء مدون كاغذ سفيد كه آقاى مهدوى ( 1334 ) آن را ترتيب داده نوشته‌ام و نسخه آن را خود ندارم . دويم كتابى در « احوال علماء مسجد شاهىهاى اصفهان » كه در اين كتاب ( سال 1349 ) بدان اشاره نموده‌ام ، و هيچ‌يك از مسوده خارج نشده غير از « كشف الخبية » كه بچاپ رسيده و جلد 1 و 2 همين « مكارم » . و بسيارى از علوم فقه و اصول و غيره را از كلمات متفرقهء آقاى حاج ميرزا محمد رضاء كرباسى ( 1295 ) فرا گرفته‌ام . و از چند نفر از علما اجازت روايتى گرفته و به خط هريك اينك موجود مىباشد ، بدين شرح : اول آقاى فشاركى ( 1266 ) . دويم آقاى حاج شيخ محمد باقر بيرجندى ( 1276 ) كه عين ورقه خط او را در « عراضة الاخوان » و صفحهء از آن كتاب بشمار آمده . سيم آقاى ميرزا محمد محسن آقا بزرگ تهرانى ( 1293 ) . چهارم آقاى كرباسى مرقوم . پنجم آقاى حاج ميرزا محمد تقى يزدآبادى ( 1301 ) . و با بسيارى ديگر از اهل علم و عرفان و فضل و ادب هم ملاقات نموده و از مقالات ايشان مستفيض گرديده‌ام . و از جمله تأليفات همين كتاب حاضر است كه تاكنون كه بامداد شنبه 29 شوال 1367 است بدينجا رسيده كه مىبينى . و خلاصه ، وقتى سرتاسر عمرم را ملاحظه مىكنم مىبينم همه بخسران و و بال گذشته و چيزى كه بتوان در پيشگاه الهى عرض نمود ندارم الا اميد برحمت واسعه و عفو از خطيئات فاجعه .

--> ( 1 ) ديگران كه تخلص معلم دارند : در كتاب « مؤلفين كتب چاپى 4 : 710 » ترجمه‌اى دارد بعنوان شيخ غلامرضا ابن احمد خوانسارى متخلص به معلم طهرانى . منه .